ولی من دلم عروسی میخواد![]()
گرچه از دیروز تا حالا اونقدر خوشحالم که نگو، نمیدونم چرا ولی عاشقتر از همیشه ام![]()
دیروز تبلدم بود
جوجوی عزیزم بهترین تولد دونفریه دنیا روبرام گرفت![]()
جای همتون خالی
مرسی که بهم سرزدین، دوستتون دارم ![]()
اینجا دیگه ماله خوده خودمه، اینجا دیگه میتونم حرفهای دلمو داد بزنمو بگم
هر جور که دلم میخواد باشم، یه روز خوبه خوب، یه روز بد اخلاق و بیحوصله، یه روز عاشق یه روز هم متنفر از همه
اولش همه چیز خوب بود، نمیدونم چرا یه دفعه اینطوری شد ، خیلی بده که آدم با یه چیزایی مواجه بشه که اصلا انتظارشونو نداشته، من نمیدونم من چیم از بقیه کمتر بود که باید زندگیم اینطوری میشد
همیشه هیچ وقت همه چیزو باهم نداشتم میدونم که این واسه همه اینطوریه ولی برای من بیشتر
چی میشد همین عشق من، همین همسری که الان عاشقش هستم یه کم وضع مالی بهتری داشت
نمیخوام همسر کس دیگه ای باشم، همین مردو میخام همین آدمو، ولی بخدا من هم آدمم از این وضعیت خسته شدم
نه به سر و وضعش اهمیت میده، نه خوب لباس میپوشه، نه اهل رفت و آمدو معاشرته، توی خونه با من خوبه شوخی هم میکنه ولی به بقیه که میرسه جدی و رسمی میشه ، من دلم میخاست که معاشرتی تر بود
خدایا مگه من چیم از باقی کمتر بود میدونم که بهم میگی ناشکری، ولی آره من ناشکرم، چرا واقعیاتو از اول بهم نشون ندادی، گرچه اگر میدیدم هم باز هم اینکارو میکردم چون عاشقش بودم الان هم هستم
ولی آخه چرا باید این آدم اینطوری باشه که من خجالت بکشم با دوستام رفت و آمد داشته باشم
چرا اینقدر باید منزوی باشه؟ من یه دختر معاشرتی و اهل رفت وآمد جرا باید اینطوری بشم؟؟؟![]()
اونم که از وضعیت مالیمونه
آخه هر آدمی دوست داره اول ازدواجش زندگی و خونه قشنگ داشته باشه چرا من باید اینطوری باشم
آخه مگه من دل نداشتم![]()
چرا باید طوری باشه که اگر یه دوستم بخواد بیاد خونم هزار بهونه براش بیارم
دیگه خسته شدم
خداجون این شرایطو عوض کن
عشقمو نه! این شرایطو عوضش کن![]()
اونم که از عروسی، میگه پول ندارم
آخه من هم دلم میخواد عروسی داشته باشم![]()